بازی «چوب جادویی» در خانه و مدرسه
همانطور که میدانیم: در رویکردهای نوین آموزشی «آزادی و انتخاب» پایهای اساسی است. اما در عمل گاهی نمیشود یا نمیتوانیم به این اصل پایبند باشیم. در این هنگام مدیریت کلاس یا فضای خانه سخت میشود.(چه در نقش والد و چه در نقش مربی)
گاهی نمیتوانیم از چهارچوبها خارج شویم. یا فکر میکنیم اگر کمی آزادی بدهیم، بچهها «پررو» میشوند. برای این موقعیت بازی چوب جادویی را طراحی کردم.* این بازی به ما و بچهها کمک میکند، بتدریج در «دادن آزادی» قویتر شویم. همچنین در بهره بردن از آن.
بازی «چوب جادویی» چیست؟
یک چوب خیالی یا واقعی داریم. هرچیزی که حس «جادویی بودن» بدهد: یک چوب رنگی، لولهی مقوایی، یا حتی یک مداد تزئینشده. قانون بازی ساده است: هر وقت عصا در دست بچههاست، آنها میتوانند یک یا چند قانون کلاس/خانه را موقتاً لغو کنند.
مثلاً:
• میتوانند جای نشستنشان را تغییر دهند.
• میتوانند ترتیب فعالیتها را عوض کنند.
• میتوانند با صدای بلند نظر بدهند یا حتی روش مربی را نقد کنند.
• میتوانند فعالیتی را که دوست ندارند حذف و یک فعالیت تازه پیشنهاد دهند.
وقتی عصا در دست مربی یا والد است، دوباره قوانین برمیگردند.
فواید بازی:
• تمرین عملی خودتعلیقی برای بزرگترها و تمرین استفاده درست از آزادی برای بچهها.
• ایجاد لحظههای هیجان و تغییر فضا در کلاس یا خانه
• بالا بردن مشارکت و حس مالکیت بچهها نسبت به محیط.
چالشهای بازی:
• احتمال سوءاستفاده بچهها از آزادی (خصوصاً اوایل بازی)
• نیاز به مهارت مربی یا والد در بازگرداندن آرام و محترمانه قوانین
• نیاز به تداوم تا اثرات مثبتش شکل بگیرد.
سناریوی اجرایی بازی:
۱- معرفی بازی: در شروع کلاس یا جلسه، عصا را نشان دهید و توضیح دهید که این «عصای جادو» است که میتواند برخی قوانین را موقتاً لغو کند.
۲- مشخصکردن محدوده آزادی: قبل از شروع، با هم توافق کنید که کدام قوانین را میتوان لغو کرد و کدامها به هیچ عنوان (مثلاً امنیت، احترام به دیگران).
۳- آغاز بازی: عصا را در دست بگیرید و بگویید: «وقتی این عصا دست شماست، شما تصمیم میگیرید!»
۴- واگذاری به بچهها: عصا را به یکی از بچهها بدهید. او میتواند یک قانون را لغو کند یا تغییری در فعالیت بدهد.
۵- پایان نوبت: بعد از یک بازه زمانی کوتاه (مثلاً ۵ دقیقه)، عصا به نفر بعدی یا دوباره به مربی برگردد.
۶- بازگشت قوانین: وقتی عصا به مربی/والد برگشت، قوانین اصلی دوباره اجرا میشوند.
۷- گفتوگوی پایانی: بعد از چند دور، با بچهها درباره تجربهشان حرف بزنید—چه احساسی داشتند وقتی قدرت داشتند؟ چه چالشهایی دیدند؟
۸- بازخورد تدریجی: هر جلسه کمی آزادیها را گسترش دهید تا بچهها یاد بگیرند مسئولانه از آن استفاده کنند.
سخن پایانی
آزادی در آموزش، مثل نور خورشید است؛ اگر درست بتابد، هم رشد میآورد و هم گرما.اما اگر بیمحابا و بدون درک نیاز زمین باشد، میتواند بسوزاند.
خودتعلیقی به ما یاد میدهد که نور را به اندازه و در زمان مناسب بدهیم—گاهی کنار برویم تا دیگری دیده شود، اما همچنان مراقب باشیم که مسیر یادگیری و تربیت از دست نرود.
«بازی عصای جادو» فقط یک سرگرمی نیست؛ تمرینی است برای ما و بچهها تا یاد بگیریم آزادی و مسئولیت دو روی یک سکهاند.
این بازی، هم به ما یاد میدهد قدرت را با آگاهی زمین بگذاریم، و هم به بچهها فرصت میدهد تا از آزادیشان درست بهره ببرند.
پس دفعه بعد که کلاس یا خانه زیر فشار نظم خشک یا کنترل زیاد قرار گرفت، یا برعکس، آزادی بیحد تعادل را به هم زد، عصای جادویتان را بردارید و یک دور خودتعلیقی را امتحان کنید.
شاید شگفتزده شوید که چطور با همین تغییر کوچک، فضای یادگیری و زندگی جان تازهای میگیرد.
*ایده این بازی را از مقالهی «خودتعلیقی» نوشتهی محمدرضا نیستانی گرفتم. او میگوید:«معلم برای رشد شاگردان، باید گاهی بخشی از قدرت، هویت و جایگاه خود را موقتاً کنار بگذارد.»
سپس این فرآیند را خودتعلیقی مینامد. «خودتعلیقی» یک مهارت تربیتی و آموزشی است که ریشه در فلسفههای پدیدارشناسی و رویکردهای یادگیری خودرهبر دارد.
در این رویکرد، مربی یا والد عمداً و آگاهانه بخشی از کنترل و تصمیمگیری را به کودک واگذار میکند تا او در تجربهی واقعی آزادی رشد کند.
دیدگاهتان را بنویسید