پدافند پداگوژیک

توضیحات

«پدافند پداگوژیک» تلاشی است برای کمک به حفظ آرامش روانی و حمایت از رشد کودکان و نوجوانان در شرایط بحران و جنگ.

 

پدافند یعنی چه؟

پدافند یعنی مجموعه اقدام‌هایی که انجام می‌دهیم تا آسیب‌ها کمتر شود، امنیت بیشتر شود و بتوانیم از خودمان و اطرافیان‌مان محافظت کنیم.

 

پداگوژی یعنی چه؟

پداگوژی یعنی دانش و هنر تربیت و آموزش کودک و نوجوان؛ یعنی اینکه بدانیم چگونه به رشد فکری، عاطفی و اجتماعی آن‌ها کمک کنیم.

 

پدافند پداگوژیک یعنی چه؟

یعنی استفاده از دانش تربیت، آموزش و ظرفیت‌هایی مثل بازی و ارتباط سالم برای اینکه در شرایط جنگ و بحران، از روان و مسیر رشد کودکان و نوجوانان محافظت کنیم.

 

اکنون حدود یک هفته از آغاز جنگ گذشته است و ممکن است این شرایط ادامه پیدا کند. در چنین موقعیت‌هایی، کودکان و نوجوانان بیش از هر زمان دیگری به آرامش، همراهی و آگاهی بزرگ‌ترها نیاز دارند.

 

من مرتضی پاشاپور به همراه همکارانم، جمعی از اساتید و متخصصان حوزه کودک و آموزش، تصمیم گرفته‌ایم مجموعه‌ای از نکات علمی، کاربردی و عملی را در قالب «پدافند پداگوژیک» با شما به اشتراک بگذاریم؛

تا در این روزهای دشوار در کنار والدین، مربیان و معلمان باشیم.

 

در این مجموعه درباره موضوع‌هایی صحبت خواهیم کرد مثل:

✓ چطور با کودکان و نوجوانان درباره جنگ صحبت کنیم؟

✓ چطور ترس و اضطراب آن‌ها را کمتر کنیم؟

✓ چطور با کمک بازی، گفت‌وگو و حضور عاطفی از آن‌ها حمایت کنیم؟

✓ و اینکه خود ما بزرگ‌ترها چطور در این شرایط بهتر از خودمان مراقبت کنیم.

 

از شما یک خواهش داریم:

هر جا این مطالب را دیدید، آن را منتشر کنید.

در هر اپلیکیشن، شبکه اجتماعی یا گروهی که فعال هستید، این مطالب را بازنشر دهید.

اگر اینترنت محدود شد، مطالب را ذخیره کنید، یادداشت بردارید یا از آن‌ها عکس بگیرید و هر زمان که دسترسی به اینترنت داشتید دوباره منتشرشان کنید.

بیایید با هم کمک کنیم دانش و آگاهی به خانواده‌ها و مربیان بیشتری برسد.

برای ایران.

برای کودکان و نوجوانان

برای آینده.

 

 

گام اول پدافند پداگوژیک

چگونه در روزهای بحران استرس خودمان و کودکان و نوجوانان را مدیریت کنیم؟

سلام به شما
والدین دغدغه‌مند، مربیان همراه و معلمانی که در این روزهای دشوار همچنان تلاش می‌کنید آرامش و یادگیری را برای کودکان و نوجوانان حفظ کنید.

این روزها بسیاری از ما تجربه‌ای مشترک داریم:
احساس نگرانی، نااطمینانی و استرسی که گاهی حتی نمی‌دانیم دقیقاً از کجا می‌آید. وقتی شرایط بیرونی ناپایدار می‌شود، طبیعی است که ذهن و بدن ما هم در وضعیت آماده‌باش قرار بگیرند.

اما پرسش مهم این است:
چطور می‌توانیم در چنین شرایطی هم از خودمان مراقبت کنیم و هم تکیه‌گاه آرامش کودکان و نوجوانان باشیم؟

در این گام از «پدافند پداگوژیک» به چند راهکار ساده و عملی می‌پردازیم که بر اساس پژوهش‌های روان‌شناسی استرس و تجربه‌ی مدیریت شرایط سخت طراحی شده‌اند.

 

چرا بدن ما آرام نمی‌گیرد؟

وقتی انسان با شرایط ناپایدار روبه‌رو می‌شود، بدن هورمونی به نام کورتیزول ترشح می‌کند. این هورمون بخشی از سیستم بقاست و به بدن کمک می‌کند برای مقابله با خطر آماده شود.

اما در شرایطی که پایان خطر مشخص نیست، مغز همچنان در حالت آماده‌باش باقی می‌ماند. در چنین وضعیتی ذهن دائماً پرسش‌هایی می‌پرسد:
• بعد از این چه اتفاقی می‌افتد؟
• این وضعیت تا کی ادامه دارد؟
• آیا می‌توانم دوباره آرام شوم؟

وقتی پاسخ روشنی برای این پرسش‌ها وجود نداشته باشد، بدن به مرور دچار خستگی و فرسودگی روانی می‌شود.

به همین دلیل در شرایط بحران، یکی از مهم‌ترین کارها این است که به مغز سیگنال امنیت و پایان فشار بدهیم.

 

سه راهکار ساده برای کاهش استرس در خانه و کلاس:

۱. نظم، دشمن نااطمینانی است

در شرایطی که اخبار و اتفاقات بیرونی غیرقابل پیش‌بینی هستند، نظم در کارهای روزمره می‌تواند حس امنیت ایجاد کند.

حتی چند برنامه‌ی ساده و ثابت در روز می‌تواند به مغز کمک کند آرام‌تر شود.

پیشنهاد عملی:
• ساعت خواب و بیداری خانواده را تا حد امکان ثابت نگه دارید.
• زمان مشخصی برای غذا خوردن تعیین کنید.
• برای کودکان و نوجوانان یک برنامه‌ی ساده روزانه طراحی کنید.

همین ریتم‌های کوچک به بدن پیام می‌دهند که زندگی هنوز جریان دارد و قابل پیش‌بینی است.

 

۲. بدن را فعال کنید

وقتی استرس بالا می‌رود، بدن نیاز دارد انرژی انباشته را تخلیه کند. فعالیت‌های بدنی کوتاه و ساده می‌توانند به تنظیم سیستم عصبی کمک کنند.

چند تمرین ساده:
• نشستن کنار دیوار (Wall Sit) برای ۲۰ تا ۳۰ ثانیه
• پلانک کوتاه
• فشردن یک حوله یا توپ نرم با دو دست

این تمرین‌ها ساده‌اند اما به بدن کمک می‌کنند تنش عضلانی آزاد شود و احساس آرامش بیشتری ایجاد شود.

 

۳. گرما به بدن پیام امنیت می‌دهد

یکی از ساده‌ترین راه‌های آرام کردن سیستم عصبی گرما است. گرما به بدن کمک می‌کند از حالت آماده‌باش خارج شود.

پیشنهادهای ساده:
• نوشیدن یک فنجان چای یا دمنوش گرم
• دوش یا حمام گرم
• استفاده از پتو یا لباس گرم

این کارهای کوچک به بدن می‌گویند:
«تو در امنیت هستی.»

 

نقش بازی در کاهش استرس کودکان

کودکان و نوجوانان اغلب نمی‌توانند درباره استرس‌هایشان مستقیم حرف بزنند. اما از طریق بازی می‌توانند احساسات خود را تخلیه و تنظیم کنند.

چند پیشنهاد بازی‌محور:

بازی «نظم دادن به اردوگاه»

در پایان روز از بچه‌ها بخواهید اسباب‌بازی‌ها یا وسایلشان را جمع کنند، اما نه به عنوان یک وظیفه‌ی خشک.

می‌توانید بگویید:

«بیایید اردوگاه را برای یک شب آرام آماده کنیم.»

این بازی ساده به کودک کمک می‌کند احساس کنترل و پایان روز را تجربه کند.

ثبت سه اتفاق خوب

در پایان روز از کودک یا نوجوان بخواهید:

سه اتفاق خوب روز را
یا سه کاری که انجام داده است

را بنویسد یا نقاشی کند.

این تمرین ساده کمک می‌کند مغز از حالت نگرانی خارج شود و روی تجربه‌های مثبت تمرکز کند.

برای مربیان و معلمان

اگر با دانش‌آموزان به صورت حضوری یا مجازی در ارتباط هستید، بهتر است قبل از شروع آموزش چند دقیقه برای آرام‌سازی بدن اختصاص دهید.

مثلاً:
• بازی «سنگ و بستنی»
بچه‌ها ۵ ثانیه بدنشان را مثل یک سنگ سفت کنند و بعد کاملاً شل شوند.
• یک جرعه نوشیدنی گرم در ابتدای کلاس.

نکته مهم این است:
در زمان استرس بالا، اول بدن باید آرام شود، بعد ذهن آماده گفت‌وگو می‌شود.

 

جمع‌بندی

در شرایط بحران ما همیشه نمی‌توانیم اتفاقات بیرونی را کنترل کنیم، اما می‌توانیم به بدن و ذهن خودمان و کودکان کمک کنیم تا امن‌تر، آرام‌تر و پایدارتر بمانند.

نظم روزانه، فعالیت بدنی کوتاه، گرما و بازی‌های ساده ابزارهایی هستند که می‌توانند در این مسیر کمک‌کننده باشند.

این نخستین گام از مجموعه‌ی پدافند پداگوژیک است؛ تلاشی برای همراهی با والدین، مربیان و معلمان تا در روزهای سخت بتوانیم بهتر از خودمان و کودکان و نوجوانان مراقبت کنیم.

 

 

۵ تکنیک فوری برای آرام کردن کودک در چند دقیقه

 

۱. حضور آرام شما مهم‌ترین داروست

اولین و مهم‌ترین کار این است که خودتان آرام بمانید.

کنار کودک بنشینید، تماس چشمی برقرار کنید و با صدای آرام بگویید:

«من کنارت هستم.»

کودکان امنیت را قبل از هر چیز از لحن و حضور بزرگسالان دریافت می‌کنند.

 

۲. تماس بدنی امن

اگر کودک اجازه می‌دهد:

• او را در آغوش بگیرید

• دستش را بگیرید

• یا دستتان را روی شانه‌اش بگذارید

 

تماس بدنی به سیستم عصبی پیام می‌دهد که خطر کنترل شده است.

 

۳. تمرکز روی تنفس

از کودک بخواهید با شما آرام نفس بکشد.

مثلاً بگویید:

«با هم یک نفس عمیق بکشیم… حالا آرام فوت کنیم.»

۳ تا ۵ نفس آرام می‌تواند ضربان قلب را کاهش دهد.

 

۴. تغییر توجه کودک

وقتی ترس شدید است، ذهن کودک روی صدا یا اتفاق ترسناک قفل می‌شود.

با یک فعالیت ساده توجه او را تغییر دهید:

• آب خوردن

• نگاه کردن به یک اسباب‌بازی

• یا یک بازی کوتاه

 

۵. استفاده از گرما

گرما باعث آرام شدن بدن می‌شود.

می‌توانید:

• یک نوشیدنی گرم بدهید

• کودک را در پتو بپیچید

• یا او را در آغوش بگیرید

این کارها به بدن پیام می‌دهند که در امنیت است.

 

چگونه در روزهای بحران مدیریت ذهن و مغزمان را در دست بگیریم؟

در شرایط جنگ و بحران، یکی از اولین چیزهایی که ممکن است از دست ما خارج شود کنترل ذهن و احساساتمان است. خبرهای نگران‌کننده، صداهای ناگهانی و به‌هم خوردن برنامه‌های زندگی می‌تواند باعث شود ذهن ما مدام درگیر نگرانی و پیش‌بینی خطر باشد.

در چنین شرایطی یکی از اصول مهم در «پدافند پداگوژیک» این است که تلاش کنیم مدیریت ذهن و مغزمان را دوباره در دست بگیریم؛ یعنی اجازه ندهیم اضطراب و اخبار مداوم، کنترل فکر و احساس ما را کاملاً در اختیار بگیرند.

در بسیاری از شرایط سخت—از جمله در زمان جنگ—یکی از راه‌های حفظ تعادل روانی این است که به مغز پیام عادی بودن بدهیم. یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای این کار، حفظ یا ساختن روتین‌های کوچک در زندگی روزمره است.

مغز انسان وقتی با فعالیت‌های منظم و قابل پیش‌بینی روبه‌رو می‌شود، پیام امنیت دریافت می‌کند و از حالت آماده‌باش خارج می‌شود. به همین دلیل حتی در روزهایی که شرایط بیرونی ناپایدار است، داشتن چند فعالیت ساده و روزمره می‌تواند به آرامش ذهنی ما و فرزندانمان کمک کند.

 

اگر این روزها بیشتر در خانه هستید چه کارهایی می‌توانید انجام دهید؟

گاهی لازم نیست کارهای پیچیده‌ای انجام دهیم. فعالیت‌های ساده و دستی می‌توانند ذهن را آرام کنند و توجه را از نگرانی‌ها دور کنند.

برای مثال:
• یکی از دوستان می‌گفت پسرم این روزها وسایل چوب‌تراشی ساده گرفته و با شاخه‌های خشک درخت‌ها کار می‌کند. همین کار ساده باعث می‌شود ساعت‌هایی با تمرکز و آرامش مشغول باشد.
• می‌توانید با بچه‌ها سنگ جمع کنید و آن‌ها را رنگ کنید. این کار هم خلاقانه است و هم آرام‌کننده.
• بعضی خانواده‌ها این روزها نان خانگی می‌پزند. ورز دادن خمیر، صبر برای آماده شدن آن و خوردن نان تازه در کنار خانواده می‌تواند حس خوبی از زندگی و ادامه‌دار بودن روزمرگی‌ها ایجاد کند.
• می‌توانید با هم غذا درست کنید یا یک میان‌وعده ساده آماده کنید.
• بازی‌های ساده خانوادگی انجام دهید؛ حتی یک بازی کوتاه می‌تواند حال و هوای خانه را عوض کند.
• کتاب خواندن یا داستان گفتن برای بچه‌ها نیز یکی از کارهایی است که فضای خانه را آرام‌تر می‌کند.

این فعالیت‌ها شاید ساده به نظر برسند، اما در واقع کمک می‌کنند ذهن ما از چرخه نگرانی فاصله بگیرد و احساس کنترل بیشتری روی زندگی داشته باشیم.

 

کمک به کودکان برای درک شرایط

کودکان و نوجوانان بیش از هر چیز به آرامش و اطمینان بزرگ‌ترها نگاه می‌کنند. پدرها و مادرها می‌توانند با زبان ساده توضیح دهند که شرایط خاصی وجود دارد، اما خانواده در کنار هم است و بزرگ‌ترها مراقب هستند.

همچنین می‌توانیم از بچه‌ها بخواهیم در کارهای کوچک خانه کمک کنند؛ این کار به آن‌ها احساس مفید بودن و توانمندی می‌دهد.

 

یک نکته مهم

ما شاید نتوانیم همه اتفاقات بیرون را کنترل کنیم، اما می‌توانیم تلاش کنیم ذهن خودمان و فضای خانه را مدیریت کنیم. حفظ روتین‌های کوچک، انجام کارهای دستی و فعالیت‌های خانوادگی می‌تواند کمک کند در این روزهای سخت، احساس ثبات و آرامش بیشتری داشته باشیم.

در «پدافند پداگوژیک» باور داریم همین قدم‌های کوچک می‌تواند کمک کند کنترل ذهن و آرامش خانواده‌ها حفظ و کودکان و نوجوانان نیز احساس امنیت بیشتری تجربه کنند.

 

بازی‌ها:

🔴 بازی «جزیره آرامش»

✅ از کودک بخواهید با بالش، پتو و چند وسیله کوچک برای خودش یک جزیره امن و آرامش‌بخش بسازد.

✅ ازش بپرسید: «تو این جزیره چه چیزهایی می‌تونه باعث بشه احساس راحتی و آرامش کنی؟»

✅ وسایلی که کودک دوست دارد همراه خودش بیاورد: عروسک، کتاب، چراغ‌قوه یا حتی یک نوشیدنی کوچک.

✅ می‌توانید کنار جزیره بنشینید و چند دقیقه داستان کوتاه یا موسیقی آرامش‌بخش داشته باشید تا حس امنیت تقویت شود.

 

🔴 بازی «قلعه خودم»

✅ به کودک بگویید یک قلعه شخصی بسازد، با هر چیزی که دم دستش هست: بالش، پتو، کارتن یا صندلی‌ها.

✅ ازش بپرسید: «دوست داری چه وسایلی داخل قلعه‌ت باشه تا حس راحتی و امنیت پیدا کنی؟»

✅ اسباب‌بازی، بالشت یا پتوی مورد علاقه می‌تواند جزو تجهیزات قلعه باشد.

✅ قلعه را مکانی برای استراحت، نقاشی یا نفس عمیق کشیدن معرفی کنید.

 

🔴 بازی «کلبه خیال»

✅ با کودک یک کلبه خیال بسازید، جایی که هر وقت احساس ترس یا نگرانی کرد بتواند برود و آرام شود.

✅ ازش بپرسید: «دوست داری چه چیزهایی با خودت بیاری؟ چه کارهایی می‌تونه توی کلبه حس آرامش بده؟»

✅ وسایل پیشنهادی: یک اسباب‌بازی محبوب، کتاب، پتوی نرم یا چراغ‌قوه.

✅ این فضا می‌تواند محل تمرین تنفس عمیق، نقاشی یا شنیدن موسیقی آرام باشد.

 

🔴 بازی «پناهگاه رنگی»

✅ از کودک بخواهید یک پناهگاه کوچک بسازد و آن را با وسایلی که دوست دارد رنگ‌آمیزی یا تزئین کند.

✅ ازش بپرسید: «چه رنگ‌ها یا چیزهایی باعث می‌شه تو این پناهگاه حس آرامش و امنیت داشته باشی؟»

✅ می‌تواند از مداد رنگی، برچسب، پارچه یا حتی سنگ‌های رنگی استفاده کند.

✅ این کار کمک می‌کند کودک خلاقیت و کنترل محیط خودش را تجربه کند.

 

🔴 بازی «سفر درون قلعه»

✅ کودک یک قلعه با بالش، پتو یا صندلی‌ها بسازد.

✅ سپس ازش بخواهید یک مسیر خیالی بسازد که داخل قلعه حرکت کند، مثلا از اتاق خواب تا اتاق نشیمن.

✅ در طول مسیر می‌تواند نفس عمیق بکشد یا با اسباب‌بازی‌هایش تمرین آرامش کند.

✅ این بازی باعث می‌شود کودک حس کنترل و تسلط بر محیط خودش پیدا کند.

 

🔴 بازی “کپسول آرامش”

✅ یک ظرف کوچک یا جعبه انتخاب کنید و از کودک بخواهید چیزهایی که او را آرام می‌کنند داخل آن قرار دهد.

✅ مثال: عروسک، پتوی کوچک، کاغذ رنگی، کتاب یا شیء محبوب دیگر.

✅ هر وقت کودک احساس ترس یا نگرانی کرد می‌تواند به کپسول مراجعه کند و از وسایلش استفاده کند.

✅ این کار باعث می‌شود کودک مکانیزمی برای آرام کردن خودش داشته باشد.

 

 

🌿آمادگی برای نوروزی متفاوت

می‌دانم این روزها حال خیلی‌ها خوب نیست.
می‌دانم ترس هست، استرس هست، خبرهای سنگین هست و شاید مشکلات زیادی روی دوش شماست.

اما در چنین روزهایی یک مسئولیت مهم داریم:
ما مسئول زنده نگه داشتن روح و روان خودمان و خانواده‌مان هستیم.

زنده ماندن فقط به معنای نفس کشیدن نیست؛
یعنی روح، امید و حس زندگی را هم زنده نگه داریم.

نوروز در راه است.
شاید امسال مثل همیشه نباشد، اما همین فرصت “نو شدن” می‌تواند به ذهن ما امید بدهد.

در پدافند پداگوژیک، یکی از کارهای مهم این است که روتین‌های امیدبخش بسازیم؛
کارهای کوچک اما معنادار که به ذهن ما بگوید:
زندگی هنوز جریان دارد.

در ادامه چند پیشنهاد ساده و عملی برای خانواده‌ها و معلمان آمده است.

🌿🌿🌿🌿

۱. یک «روتین نوروزی کوچک» بسازید

لازم نیست همه چیز مثل سال‌های قبل باشد.
اما چند نشانه از نوروز را وارد خانه کنید.

مثلاً:
• سبزه بکارید، حتی در یک ظرف کوچک
• یک گوشه خانه را برای سفره هفت‌سین آماده کنید
• با بچه‌ها درباره خاطرات نوروزهای گذشته صحبت کنید

این کارها به مغز پیام می‌دهد که زمان همچنان در حال حرکت است و امید هنوز وجود دارد.

🌿🌿🌿🌿🌿

۲. خانه تکانی کوچک اما واقعی

اگر توان خانه‌تکانی کامل ندارید، اشکالی ندارد.

یک قانون ساده بگذارید:
هر روز فقط یک گوشه کوچک خانه را مرتب کنیم.

مثلاً:
• امروز تمیز کردن شیشه‌ها
• فردا مرتب کردن یک کشو
• روز بعد مرتب کردن کتاب‌ها

این کار حس کنترل و نظم را به ذهن برمی‌گرداند.

🌿🌿🌿🌿🌿

۳. خرید کوچک برای بچه‌ها

می‌دانم شرایط اقتصادی سخت است و شاید امکان خریدهای بزرگ نباشد.

اما اگر می‌توانید حتی یک هدیه کوچک برای بچه‌ها تهیه کنید.

چیزهای ساده مثل:
• یک دفتر نقاشی
• چند مداد رنگی
• یک توپ کوچک
• یک کتاب داستان

برای کودک، نشانه توجه و امید بسیار مهم‌تر از قیمت هدیه است.

🌿🌿🌿🌿🌿

۴. فعالیت نوروزی بازی‌محور با بچه‌ها

می‌توانید با بچه‌ها فعالیت‌های ساده‌ای انجام دهید:
• با هم سبزه بکارید و مسئولیت مراقبت از آن را به کودک بدهید
• با کاغذ یا مقوا تزئینات نوروزی بسازید
• سنگ‌های کوچک جمع کنید و آن‌ها را رنگ‌آمیزی کنید
• با هم هفت‌سین نقاشی کنید

این فعالیت‌ها کمک می‌کند کودک احساس کند در حال ساختن آینده است.

🌿🌿🌿🌿🌿

۵. برای معلمان و مربیان

اگر با دانش‌آموزان در ارتباط هستید، حتی به صورت مجازی:

می‌توانید از آن‌ها بخواهید:
• درباره یک آرزو برای سال جدید بنویسند
• هفت‌سین نقاشی کنند
• یک داستان نوروزی بسازند
• یا از خانه‌شان یک نشانه کوچک از نوروز نشان دهند

این کارها به بچه‌ها کمک می‌کند احساس امید و مشارکت جمعی داشته باشند.

🌿🌿🌿🌿🌿

۶. کنار ذهن خودتان بایستید

گاهی لازم است با ذهن خودمان مهربان‌تر باشیم.

اگر حوصله ندارید، خسته‌اید یا بی‌انرژی هستید، طبیعی است.
اما تلاش کنید حرکت‌های کوچک را متوقف نکنید.

گاهی فقط:
• باز کردن پنجره
• مرتب کردن یک میز
• روشن کردن یک موسیقی آرام
می‌تواند حال فضا را تغییر دهد.

🌿🌿🌿🌿🌿

نوروز همیشه فقط یک جشن نیست؛
نماد شروع دوباره است.

ما در این روزها بیش از هر زمان دیگری به انرژی جمعی برای عبور از بحران نیاز داریم.

می‌دانم سخت است.
می‌دانم شاید حوصله ندارید.
اما اگر می‌توانید کمی بلند شوید، حرکتی کوچک انجام دهید و نشانه‌ای از نوروز را به خانه بیاورید.

گاهی باید آن‌قدر چراغ‌های کوچک امید را روشن کنیم
تا تاریکی خودش عقب برود.

 

 

داستان‌ها:

قصه گویی هم یکی دیگر از گامهای «پدافند پداگوژیک» ما است. این مجموعه‌ای از قصه‌های بازنویسی شده بر اساس کتاب‌های برجسته با موضوع صلح و دوستی است.

معلمان و والدین گرامی بتوانید در این روزهای حساس، فضایی برای گفتگو و تأمل با کودکان ایجاد کنید.
تلاش کرده ام هم خلاصه شود و هم ساده و هم با جزییات
روایت شود تا ابهامی برای کودک باقی نماند و به عبارتی عین متن کتاب نیستند و برداشت خودم و هدف امروزمان به قصه اضافه شده است.
و در انتها، «چالش تفکر» به معلمان و والدین کمک کند تا گفتگو را عمیق‌تر کنند.

 

۱. پیروزمندان (اثر دیوید مک‌کی)
گروه سنی: ۷ تا ۱۰ سال

شروع برای والدین: «می‌دونی قوی‌ترین آدم دنیا کیه؟ شاید فکر کنی کسیه که بازوهای بزرگی داره، اما بیا برات قصه‌ی فرماندهی رو بگم که با کلی سرباز، حریف لبخندِ مردم یک شهر کوچک نشد…»
قصه: روزی روزگاری فرماندهی بود که لشکری بزرگ داشت. او فکر می‌کرد چون خودش و مردمش خیلی خوشبخت هستند، وظیفه دارد بقیه مردم دنیا را هم به زور شبیه خودش کند. او کشورها را یکی‌یکی با جنگ تصرف کرد تا به سرزمین کوچکی رسید که هیچ سربازی برای دفاع نداشت. مردم آنجا به جای ترسیدن، با آغوش باز از سربازها استقبال کردند! وقتی سربازها با تفنگ وارد شدند، مردم برایشان چای آوردند، آن‌ها را به بازی دعوت کردند و با هم آواز خواندند. سربازها که دیدند کسی قصد جنگ ندارد، کم‌کم خسته شدند؛ آن‌ها تفنگ‌ها را کنار گذاشتند تا در جمع کردن هیزم و پختن نان به مردم کمک کنند. فرمانده هرچه فریاد می‌زد: «بجنگید!»، کسی گوش نمی‌داد. در نهایت، سربازها با مردم آن شهر یکی شدند و فرمانده که تنها مانده بود، ناچار شد صلح را بپذیرد. او فهمید که مهربانی، قوی‌ترین سدی است که هیچ ارتشی نمی‌تواند از آن عبور کند.

چالش تفکر: اگر کسی با ما بدرفتاری کرد، آیا با مهربانی کردن به او می‌توانیم نظرش را عوض کنیم؟ چطور؟

 

۲. لانه‌ی اردک (اثر جوی کاولی)
گروه سنی: ۶ تا ۹ سال

شروع برای والدین: «تصور کن همه آماده‌ی یک دعوای بزرگ هستند که ناگهان یک موجود خیلی کوچک، همه چیز را به‌هم می‌ریزد. قصه‌ی ما از جایی شروع می‌شود که یک اردکِ لجباز، لوله‌ی توپ جنگی را برای لانه‌اش انتخاب کرد…»

قصه: دو کشور در حال جنگ بودند و سربازها پشت توپ‌های بزرگشان آماده شلیک بودند. ناگهان یکی از سربازها فریاد زد: «ایست! شلیک نکنید!» آن‌ها دیدند یک اردک مهربان درست داخل لوله توپ لانه ساخته و روی تخم‌هایش نشسته است. فرماندهان دو کشور با هم جلسه گذاشتند و تصمیم گرفتند تا زمان به دنیا آمدن جوجه‌ها، جنگ را تعطیل کنند. در این سه هفته، سربازها که دیگر کاری نداشتند، با هم رفیق شدند. آن‌ها به جای خراب کردن خانه‌ها، سطل رنگ برداشتند و تمام در و پنجره‌های شهر را رنگ‌آمیزی کردند. وقتی جوجه‌ها به دنیا آمدند و از لوله توپ بیرون پریدند، وقت جنگ رسیده بود؛ اما سربازها به شهر نگاه کردند و دیدند چقدر زیبا شده است. آن‌ها به دستان رنگی خود نگاه کردند و گفتند: «ما نمی‌توانیم چیزی را که خودمان با این همه زحمت قشنگ کرده‌ایم، ویران کنیم.» و این‌گونه یک اردک کوچک، صلح بزرگی ایجاد کرد.

چالش تفکر: وقتی برای ساختن چیزی زحمت می‌کشیم، نسبت به آن چه حسی داریم؟ چرا ساختن سخت‌تر ولی لذت‌بخش‌تر از خراب کردن است؟

نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “پدافند پداگوژیک”